تجزیه و تحلیل

شاخص های نفوذ شبه جنبش های معنوی در ایران
The Influence Index of spiritual seudo-movements for Iran

شاخص نفوذ: عاملی که باعث افزایش قدرت تاثیرگذاری یک شبه جنبش معنوی در جامعه می شود.

مقدمه
سالهاست که فعالیت عرفان‏های کاذب یا شبه جنبش‏های معنوی به عنوان یک آسیب فرهنگی، اجتماعی در کشور مطرح می‏شود. در مواردی آسیب شبه جنبش‏های معنوی گسترده‏تر شده و ابعاد سیاسی و امنیتی را نیز دربر گرفته است. اما جای این سوال باقی است که براستی تأثیر آنها در جامعۀ تا چه اندازه بوده است؟
هر نوع برنامه ریزی فرهنگی یا امنیتی برای مقابله با آنها منوط به ارزیابی روشن و تا حد امکان دقیق از نفوذ و اثر گذاری این جریان هاست. حتی اگر آمار روشنی از تعداد جریان های شبه معنوی فعال در کشور داشته باشیم، باز هم نمی‏توانیم تشخیص درستی از اثرگذاری آنها در جامعه داشته باشیم. ارزیابی و تشخیص میزان اثربخشی و نفوذ جریان‏های آسیب‏زا نیازمند ابزار مناسب برای سنجش نفوذ اجتماعی آنهاست.
در موارد فیزیکی مثل ضریف نفوذ گرمایی یا نفوذ آب در زمین بیشتر از اصطلاح Penetration استفاده شده است. اما در مباحث فرهنگی مفهوم Influence کاربرد بیشتری دارد. برای مقایسه و رتبه بندی نشریات علمی یک شاخص کمی با عنوان ضریب تأثیر Impact Factor)) طراحی شده که در سطح ملی و بین‌المللی به کار گرفته می‌شود. با این وصف به نظر می‏رسد مناسب ترین مفهوم برای سنجش اثربخشی و موقعیت اجتماعی شبه جنبش‏های معنوی مفهوم نفوذ اجتماعی Social Influence)) است.
در این طرح نظامی از شاخص‏ها تعریف می‏شود، که ابزار مناسبی برای ارزیابی نفوذ اجتماعی شبه جنبش‏های معنوی به دست می‏دهد. شاخص‏های این ابزار براساس نقش و کارکرد اجتماعی شبه جنبش‏ها طراحی شده و با تهییه فهرستی از فعالیت‏هایی که در نهایت موجب نفوذ اجتماعی شبه جنبش‏ها می‏شود، تکمیل شده است.
چارچوب مفهومی
در این بخش مفاهیم پایه‏ای را تعریف می‏کنیم، که در تهییه شاخص‏ها مورد نظر بوده است و به درک، کاربرد مؤثر و تکمیل این ابزار در مراحل بعد کمک می‏کند.
نفوذ اجتماعی
شبه جنبش‏های معنوی فعالیت‏هایی برای جذب مخاطبان و تأثیرگذاری در جامعه انجام می‏دهند، که گاهی موفق و گاهی ناموفق است. برخی از این فعالیت‏ها موجب افزایش نفوذ اجتماعی و برخی از آنها موجب کاهش نفوذ اجتماعی آنها می‏شود. بنابراین فعالیت‏های شبه جنبش‏های اجتماعی همیشه مثبت و جذاب نیست. ضریب نفوذ منفی عامل تعیین کننده در نفوذ اجتماعی است. حتی گاهی یک فعالیت‏ مشخص از جهتی جذب کننده و از جهت دیگر دفع کننده است. اثر جذبی کارکردها و نقش‏هایی که شبه جنبش‏های معنوی می‏پذیرند، در کنار اثر دفعی نقش‏ها و کارکردهای‏شان نفوذ اجتماعی آنها تعیین می‏نماید.
نفوذ اجتماعی (SI) شبه جنبش‏های اجتماعی برایند اثر جذبی (Attraction) و اثر دفعی (Repulsive) نقش و کارکرد اجتماعی آنهاست. به تعبیر دیگر جمع جبری نفوذ منفی و نفوذ مثبت تعیین کنندۀ نفوذ اجتماعی شبه جنبش‏های معنوی است. A + R = SI
جامعه از اقشار مختلفی تشکیل شده، که به لحاظ دیدگاه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی با هم متفاوت اند. به این ترتیب ممکن است یک شاخص برای گروهی از مردم مثبت و از نظر گروه دیگر منفی باشد. برای نمونه حمایت رسانه های خارجی معاند نظام از عرفان حلقه برای جمعیت مذهبی جامعه منفی است، ولی برای گروه های غیر مذهبی مثبت باشد. به این ترتیب ارزیابی ضریب نفوذ منفی دشوار می‏شود، اما به طور کلی می‏توانیم برخی از برنامه‏ها، اموزه‏ها یا رفتارهای شبه جنبش‏های معنوی را که به طور عمومی‏تر نامطلوب است، شناسایی کنیم و در فرمول بالا قرار دهیم.
برای ارزیابی دقیق ضریب نفوذ با سه موضوع به هم پیوسته روبرو هستیم. نخست ارزیابی فعالیت شبه جنبش‏ها، دوم، تعیین ضریب نفوذ منفی یا مثبت فعالیت‏ها و سوم افکار عمومی نسبت به جریان مورد نظر. در این بین سنجش افکار عمومی نسبت به یک جریان سازوکار مشخصی دارد و برای هر جریان پرسش نامه و ابزار مناسب باید طراحی شود. همچنین بررسی و تعیین ضریب منفی یا مثبت فعالیت شبه جنبش‏های معنوی در ارتباط با اقشار مختلف و فعالیت‏های گوناگون یک جریان تکثر بسیار زیادی پیدا می‏کند و در نهایت ما را به سیاست‏های کلی و راهبرد مشخص برای مقابله و مهار این جریان‏ها نمی‏رساند. بنابراین مهمترین موضوعی که برای سنجش نفوذ اجتماعی شبه جنبش‏های معنوی باید مورد توجه قرار گیرد، ارزیابی فعالیت آنهاست.

قدرت عرضه
مفهوم قدرت عرضه به حجم فضای فرهنگی به وجود آمده در اثر فعالیت‏های یک شبه جنبش اشاره می‏کند و از سه مؤلفه تکرار، تنوع و جذابیت تشکیل شده است. و افکار مخاطب را کِرخت و عواطف آنان را پذیرا می‏سازد. قدرت عرضه، رابطۀ مستقیمی با استفادۀ انگیزشی از رسانه‏ها دارد و دارای دو عنصر وسعت و عمق است. وسعت آن حاصل ضرب تکرار و تنوع است و عمق آن به عوامل و تکنیک‏های جذاب‏سازی نظیر ارزش سرگرمی، شگفتی‏زایی و تکیه بر نیازها و ضعف‏های مخاطب، مربوط می‏شود.
زمانی که می‏بینید، مانکن‏هایی نظیر لوئیز هی ، زنان هرزه‏ای مثل دبی فورد ، مردان وقیحی مثل ون پراگ و دانشمندنماهایی همانند ایموتو وارد عمل می‏شوند و وقایع ناگوار و دردآوری مثل ارتباط با جن در عرفان حلقه و جذابیت‏های جنسی و رقص و آواز در شبه‏جنبش‏هایی نظیر موسسه آگاپه و هارکریشنا به نمایش درمی‏آید، عنصر عمق در قدرت عرضه را تجربه می‏کنید که با تکنیک‏های جذاب‏سازی ایجاد شده است.
اگر می‏بینید که افراد متعدد و شبه‏جنبش‏های بسیار، همه یک پیام را بازگو می‏کنند و اگر در سایت‏ها، روزنامه‏ها، مجلات، رمان‌ها، کتاب‏ها، کارگاه‏ها سمینارها، فیلم‏ها و… بازگویی پیام‏های مربوط به شبه‏جنبش‏های معنوی صورت می‏گیرد، شاهد تنوع هستید.
اگر می‏بینید هر کدام از این افراد یا شبه‏جنبش‏ها یا رسانه‏های متنوع، ایده‏های مورد تبلیغ را بارها و بارها تکرار می‏کنند، عامل تکرار را نظاره می‏کنید. شکل‏های متنوع بیان یک ایده‏، محملی برای تکرار بیشتر ایجاد می‏کند و این دو موجب وسعتی هستند که قدرت عرضه را می‏سازد.
گسترۀ وسیعِ به‌کارگیری رسانه¬ها؛ اقدامات نمایشی شبه‏جنبش¬ها؛ تحقیقات و برنامه¬های علمی برجسته کننده یا تأییدکنندۀ شبه‏جنبش¬ها؛ تکرارها و تداوم¬هایی که در مقام عرضۀ انگاره¬ها و روایت¬های معنوی صورت می¬گیرد؛ دیگر عرضۀ محض نیست، بلکه نمایش باشکوه و مؤثری از قدرت عرضه است، به‌طوری‌که صدای مخالفی برنخیزد و اگر هم برخواست، شنیده نشود، یا ناهنجار به نظر برسد.
بسیاری از مردم، تحت تأثیر قدرت عرضه برای پذیرش آماده می¬شوند. بسیاری دیگر که تعدادشان بیش از گروه اول است، در تحیّری کرخت و غبارآلود بی¬تفاوت می¬شوند و با گروه اول همراهی می‏کنند.
قدرت عرضه به‌اندازه‌ای اهمیت دارد که موجب پدید آمدن شبه‏جنبش‏های نوع دوم شده است. بسیاری از نویسندگان و سخنرانان و مبلغان شبه‏جنبش‏ها در جو و فضای ساخته‌شده بر اساس قدرت عرضه قرار گرفته و هنر و استعداد خود را برای ترویج آن به کار انداخته‏اند. آن‏ها با دیدن فضای جذاب و پررونقِ به وجود آمده، بدون توجه به ریشه‏ها و اهداف تعالیم مربوط به شبه‏جنبش‏های معنوی، به مبلغی فعال و حتی خلّاق برای آن‏ها تبدیل می‏شوند.
قدرت عرضه کارکرد مهمی در توجیه و باورپذیر کردن انگاره¬ها و هنجارهای شبه جنبش‏های معنوی دارد؛ زیرا در این چارچوب معیار پذیرش، مطابقت با واقع و حقانیت آموزه‏های معنوی نیست و برای متقاعد کردن و قابل پذیرش کردن ایدئولوژی‏های کاذب معنوی به قدرت عرضه نیاز است. قدرت عرضه و به‌کارگیری رسانه¬¬ها، هنر و تکنیک‏های روان‏شناسی مخاطب در جذب و شگفت‏زده کردن مردم و اشغال فضای گفتگو و مباحثه در حوزۀ عمومی نقش تعیین‌کننده‌ای در توجیه ادعاها و انگاره‏های معنوی پیدا می‏کند.

ابزار ارائه شده در این طرح که برای سنجش نفوذ اجتماعی شبه جنبش‏های معنوی به کار می‏آید بر اساس ابعاد مفهومی قدرت عرضه یعنی تنوع، تکرار و جذابیت طراحی شده است و در برخی از موارد شاخص‏ها به ساختاری و محتوایی تقسیم شده‏اند.

اسکرول به بالا