مقابله و مبارزه

الگوی عملی مقابله با شبه جنبش های معنوی (مدل روشنگران)

سیاست اصلی مقابله با شبه جنبش های معنوی بر مقابلۀ مردم است. این جریان از آن رو که شبه جنبش اجتماعی هستند، شبیه جنبش های اجتماعی رفتار می کنند و خود را نمایندۀ افکار عمومی و مطالبات مردم معرفی می نمایند. از این رو مقابله با آنها باید مقابله به مثل باشد و با ایجاد یک حرکت مردم اقدمات لازم علیه آنها انجام شود.

راهبرد عمومی برای مقابله با هر یک از شبه جنبش های معنوی روشنگری پیشگیرانه این راهبرد با تأکید بر آگاهی بخشی به مردم برای ایمن سازی جامعه در برابر نفوذ شبه جنبش های معنوی عمل می کند. بیان آسیب ها و جاذبۀ های شبه جنبش های معنوی، معرفی جاذبه های معنویت حقیقی در کنار نقد شبه جنبش های معنوی، و معرفی مصادیق در ضمن ارائۀ شاخص های کلی انحراف اصول حاکم بر روشنگری پیشگیرانه هستند.

همیشه و در هر جامعه ای افراد مجذوب شبه جنبش های معنوی بسیار کمتر از افرادی هستند که در معرض آن قرار دارند و ممکن است جذب شوند. از این رو روشنگری پیشگیرانه نقش مؤثری در کنترل عملکرد این جریان ها دارد. شناخت آسیب ها و انحرافات از لوازم ضروری هدایت و جلوگیری از آسیب های اعتقادی و معنوی است.

امام صادق(ع): إِنَّ بَنِی‌أُمَیَّةَ أَطْلَقُوا لِلنَّاسِ تَعْلِیمَ الْإِیمَانِ وَ لَمْ یُطْلِقُوا تَعْلِیمَ الشِّرْکِ لِکَیْ إِذَا حَمَلُوهُمْ عَلَیْهِ لَمْ یَعْرِفُوهُ.

بنى‌امیّه آموختن ایمان را براى مردم آزاد گذاشتند، اما شرک‏‌شناسى را آزاد نگذاشتند، تا اگر آنان را به شرک بکشانند، مردم متوجّه نشوند. (الکافی، ج۲، ص ۴۱۵)

خداوند در قرآن کریم تنها داستان پیامبران الهی و جریان حق را بیان نکرده است. بلکه در کنار شرح حال اهل حق، داستان امثال نمرود، فرعون، سامری و… را نیز بیان کرده است. تا حق و باطل به روشنی از هم متمایز گردد.

مدل روشنگران برای اجرای راهبرد روشنگری پیشگیرانه بر تحلیل شبکه مخاطبین متمرکز می شود. افرادی که در معرض شبه جنبش های معنوی هستند، به گروه های مختلف تقسیم می شوند که هر کدام به تناسب حال خود شیوۀ روشنگری خاصی را نیاز دارند. به طور کلی مخاطبان به دو دستۀ نخبگان و عموم مردم تقسیم می شوند.

منظور از نخبگان، نخست نخبگان سیاسی است. نظیر مسئولان منطقۀ اسیب است. اگر یک شبه جنبش معنوی در سطح یک شهر یا محل است مسولان شهر یا محل نخبگان سیاسی آنجا به شمار می آیند اگر یک جریان در سطح استان یا کشور فعالیت می کند، مسولان کشوری و استانی در تحلیل می آیند. نخبگان فرهنگی افراد تأثیرگذاری هستند که مسئولیت و مقام سیاسی و حقوقی ندارند، اما شخصتی حقیقی آنها اثر گذار است. مثل فرهنگیان، سخنرانان، ائمه جماعت، مداحان با نفوذ و محبوب، اساتید دانشگاه، فعالان رسانه ای، افراد تأثیر گذار در شبه های اجتماعی، گروه های مرجع مثل هنرمندان و ورزشکاران به نام که به نوعی به این جریان مربوط می شود، یا در منطقۀ خطر اثرگذار هستند.

نخبگان را باید اولویت بندی کنیم و آنها که می توانند در روشنگری افکار عمومی در منطقۀ خطر نقش ایفا کنند، اولیت بندی می شوند. سپس گزارش های مختصر همراه با مستندات به آنها ارائه می گردد. نخبگان باید مارپیچ سکوت را بشکنند و به کنشگری فرهنگی را در مواجهه با شبه جنبش های معنوی آغاز کنند. بنابراین ارائۀ گزارش و مستندات باید به اندازۀ کافی قانع کننده و برانگیزنده باشد و احساس مسئولیت اجتماعی را در نخبگان تقویت کند. نکتۀ مهم این است که افراد این بخش از طیف های مختلف سیاسی انتخاب شود تا از سوء استفاده سیاسی مروجین جریان های مورد هدف مانع شود.

عموم مردم نیز به چند دسته تقسیم می شوند. برخی از افراد منتقد جریان مورد نظر هستند. یعنی از آن آسیب دیده اند یا با آسیب دیدگان این جریان آشنا هستند و یا به هر دلیل در مواجهه با این جریان متوجه انحرافاتی شده اند. منتقدانی که خودشان در میدان هستند و فعالیت می کنند، باید هماهنگ شوند و هم افزایی میان فعالیت های آنها صورت بگیرد. اما منتقدانی که سکوت کرده اند، باید فعال سازی شوند. فعال کردن منتقدان ساکت در مواجهه با عملکرد منتقدان فعال اتفاق می افتد. همچنین برگزاری جلساتی با نخبگان آگاه می تواند در فعال سازی منتقدان مؤثر باشد.

برخی از منتقدان فعال یا ساکت از آسیب دیدگان هستند. برای این گروه باید حمایت های لازم و مشاوره کافی ارائه شود تا هم در جهت آگاهی بخشی به دیگران فعالیت کنند و هم به اقدامات قضائی دست بزنند. آسیب دیدگان شامل افراد جداشده و خانواده های آنها می شود.

آگاهی بخشی به عموم مردم باید از طریق نقد وبررسی موضوعات بسترساز صورت گیرد. موضوعات بستر ساز مسائلی هستند که معمولا شبه جنبش های معنوی و مدعیان دروغین از آنها استفاده می کنند. موضوعاتی نظیر برخورداری از نیروهای ماورائی، ذهن خوانی، پیش گویی درمانگری و… مردم نسبت به این موضوعات بی اطلاع هستند و مدعیان می توانند به راحتی با طرح ادعاهای شگفت انگیز آنها را بفریبند.

در آگاهی بخشی عمومی باید به محدودۀ مناطق آلوده دقت کرد. البته امروزه با گسترش شبکه های اجتماعی هر موضوع محلی به یک موضوع جهانی تبدیل می شود، ولی باز هم تا جایی که امکان دارد باید در محدودۀ آسیب فعالیت کرد. دست کم این است که در محدودۀ آسیب باید آگاهی بخشی عمومی دقیق و ناظر به مصداق صورت گیرد. برای آگاهی بخشی عمومی باید از همۀ رسانه ها استفاده شود، بروشور، کتاب، تولیدات چند رسانه ای و فضای مجازی. شبکه های اجتماعی مزایایی از قبیل فراگیری، هزینه پائین، مشکل رهگیری و شناسایی گردانندگان، بستر مناسب جهت ارائه محتواهای انتقادی تولید شده در قالب های متنوع، ارتباط دوسویه با مخاطبین (دریافت بازخوردها و گزارشات مردمی) را دارند. در فضای مجازی می توانیم افراد حاضر در منطقۀ خطر را در گروه ها و کانالهای روشنگرانه عضو کنیم و اطلاع رسانی دقیق و مصداقی داشته باشیم.

در جریان آگاهی بخشی عمومی هرگز نباید به محتواهای علمی و استدلالی اکتفا کرد. تولید محتواهای انگیزشی، طنز و یا یادداشت نویسی های عامیانه بسیار اثربخش تر هستند. محتوای ارائه شده از سوی این جریان ها در سطح تبلیغاتی متفاوت با سطح محققانه است. یعنی چیزی که در مراحل اولیه تبلیغ دیده می شود با آنچه در داخل جریان می گذرد متفاوت است. تبلیغات اولیه بسیار انگیزشی و جذاب است، بنابراین مقابله نیز باید در همین سطح صورت گیرد و تأکید بیش از حد بر ابعاد بینشی نقد و ارائۀ نقدهای مبنایی کارآمد نخواهد بود.

گروه دیگری که در بین عموم می گنجد گروندگان به یک جریان هستند. آنها ممکن است در مراحل اولیه گرایش باشند و انگیزۀ تفنن آنها را به یک شبه جنبش معنوی متمایل کرده است. یا ممکن است تحت تأثیر قرار گرفته باشند و تا حدودی جذب آن جریان شده باشند. در رابطه با گروندگان اولیه کار ساده است. آنها با اندکی آگاهی بخشی دربارۀ آسیب ها و انحرافات شبه جنبش معنوی مورد ابتلا، دلزده و منصرف می شوند. اما برای افرادی که سطوح بالاتری از جذب را تجربه می کنند راهکارهای دیگری را بکار گرفت که در کتاب «گرایش به شبه جنبش های معنوی درآمدی بر پیشگیری و درمان» نوشتۀ حمیدرضا مظاهری سیف مفصل بیان شده است.

درپایان توجه شما را به فرمایشی از امام علی علیه السلام جلب می کنم.

إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى. (خطبه 50، نهج البلاغه)

ابتداى ظهور فتنه‏ها هواهايى است كه پيروى مى‏شود، و احكامى كه در چهره بدعت خودنمايى مى‏كند، در اين فتنه‏ها و احكام با كتاب خدا مخالفت مى‏شود، و مردانى مردان ديگر را بر غير دين خدا يارى و پيروى مى‏نمايند. اگر باطل از آميزش با حق خالص مى‏شد راه بر حق جويان پوشيده نمى‏ماند. و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمى‏گشت زبان دشمنان ياوه گو از آن قطع مى‏گشت. ولى پاره‏اى از حق و پاره‏اى از باطل فراهم شده و در هم آميخته مى‏شود، در اين وقت شيطان بر دوستانش مسلط مى‏شود، و آنان كه لطف حق شاملشان شده نجات مى‏يابند.

اسکرول به بالا